تبليغاتX
سیاه اما روشن
DARK LOVE
salam be hame      ba arze pozesh baraye inke fonte man englishe    chon inja farsy nadareeeeeeeeeeeeeeee

khob man chandyn mahy hast ke farance hastam    va bar hamin bud ke natunestam biamm

ama ye chyzy begam jatun khafan khalie             alan tu sherkate legrand farancam va daram inja toooop kar mikonam va toooop zendegi mikonam va jaie hame khaliiii

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/18ساعت 11:12  توسط پدر سیاهی | 

سلام به همگی

میدونم یه کم از دستم شاکی هستین

اما به خدا خیلی بلاها سرم اومد.........

الانم که دارم مینویسم چند روزه که از بیمارستان مرخص شدم....

یه سکته نا قابل زدم   اونم از نوع قلبیش.....

بازم میام.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/01/05ساعت 3:46  توسط پدر سیاهی | 
 

 منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو می بوسم بدونم قسمتم اینه . . .

کاری از داداش آرمان (پاییز عشق)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت 19:59  توسط پدر سیاهی | 

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

آه که چقدر تنهام........

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 17:42  توسط پدر سیاهی | 
امروز صبح  یه صدایی از خواب بیدارم کرد

آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن پاره میخریم

نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون خشکه میخریم

سمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاور شیکسته میخریم

.......

فهمیدم نمکیه

دویدم بیرونو گفتم آهای نمکی!!!

دل تیکه پاره هم میخری؟؟؟؟؟!!!!

گفت بیخودی نیارش که ارزش نداره.....

 

دل بیچارم .....  میدونم ...... هیچکس خریدار تو نیست.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 17:18  توسط پدر سیاهی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متال یک موسیقی تنها نیست
یک سنته یک زندگیه ویک دنیای بزرگه
اما همه کس معنای واقعیه اونو نمیفهمه وسعی میکنه که خرابش کنه

من یه عاشقه دل سوختم
اینجا کلبه سیاه منه اما با نور خداوند روشنه
دوسته خوبم برام نظر بگذار

پیوندهای روزانه
یه دوست
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1389
فروردین 1389
آبان 1388
مهر 1388
پیوندها
شعرهای متال با ترجمه
برسین(دختر ایرانی)
قلبهای یخ زده
یه پسر پول ساز (مصطفی)
دختر کنکوری (شیوا خانوم)
کلبه عشق (مریم گل)
کوبش کله دختر و پسرها به طاق توسط هم
صبا
زندگی جاریست ... مثل خون در رگ
اتش (نازنین)
پسر اتش
دختر ایرونی
دختر تنها
پاییز عشق
فریاد سکوت
evane...
نمي تونم بگم بايد ببيني
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM